|
گاهی که دلم از عادت ها میگیره
اونوقته که دوست دارم تازگی رو حتی در دوست داشتن و دوست داشته شدن تجربه کنم وفقط همین چند خط علامت خورده توی کتابه که همه چی رو از برایم تازه میکنه که بعد از خوندنشون به دوردستها خیره میشم و دوباره و صدباره به معنی اش فکر میکنم ...
"خداوند خدا پیش از آنکه انسان را بیافریند عشق را آفرید چرا که میدانست انسان بدون عشق درد روح را درک نخواهد کرد و بدون درد روح بخشی از خداوند خدا را در خویشتن خویش نخواهد داشت."
و یا این : "مگذار که عشق به عادت دوست داشتن تبدیل شود ! مگذار که حتی آب دادن گلهای باغچه به عادت آب دادن گلهای باغچه تبدیل شود . عشق عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست پیوسته نوکردن خواستنی است که خود پیوسته خواهان نو شدن است و دیگرگون شدن. تازگی ذات عشق است و طراوت بافت عشق . چگونه میشود تازگی و طراوت را از عشق گرفت وعشق همچنان عشق بماند؟؟" "جام بلور تنها یکبار میشکند . میتوان شکسته اش را - تکه هایش را نگه داشت اما شکسته های جام - ان تکه های تیز برنده - دگر جام نیست !"
"یک عاشقانه ی آرام" نادر ابراهیمی روحش شاد و یادش گرامی
+
نوشته شده در نهم اردیبهشت 1388ساعت توسط ندا رستمی
|
غزل غزل ترانه هایم را به باد داده ام
-همو که بوی تورا برایم سوغات میاورد - می دانم شنیده ای وگرنه ... بیهوده عاشقانه نگریستنت نبود . هنوز و همیشه زندگی ام بوی تورا دارد عطر موهایت روی بالش تنهایی ام یا رد انگشتانت به آینه ی خیالم چه کنم که حتی وقتی که نیستی زندگی ام مالامال از حضور مهربان توست؟! پی نوشت اول: شعرگونه ی بالا فی البداهه و بدون اصلاح میباشد پی نوشت دوم : مثل همیشه تقدیم به همسرم وهمه کسانی که عاشقانه زندگی میکنند...
+
نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1387ساعت توسط ندا رستمی
|
و این شعریست برای تو... به وسعت احساس دوست داشتنم . آنچنان که نمیدانی, اینچنین که هستم رویش گلی را ماند در کویر , آنچه من آنرا , غزلستان ياد تو نام نهاده ام ...
+
نوشته شده در نوزدهم مرداد 1387ساعت توسط ندا رستمی
|
بهانه های زیادی هستند که آدم احساس خوشبختی کنه بهانه های گاها خیلی خیلی کوچیک اتفاقات کوچکی که میتونه هر کسی رو لبریز از عشق کنه ... دیشب من یه همچین حسی داشتم نیم ست فیروزه ای رنگ بدلی که بابا محسن غافلگیرانه برای من خریده بود ...هدیه ای هرچند کوچک ولی همه وجودم رو سرشار از عشقی کرد که شاید این روزها در پس غبار روزمرگیها کمرنگ شده بود همسر عزیزم ! متشکرم نه به خاطر دیشب .... که به خاطر همه روزها و شبها و همه لحظاتی که تنها بودم و توبودی غمگین بودم و تو بودی افسرده بودم و تو بودی و من شاید تنها اندکی از همه ی بودنهایت را حس میکردم ...
پی نوشت ۱: سرویس بدل فیروزه ای رنگ من زمانی برایم ارزش طلا پیدا کرد که وقتی از قیمت بالای اون به محسن شکایت کردم درجواب به چشمهایم خیره شد و گفت که دیدن شادی من برایش بزرگترین خوشبختی و لذت زندگی رو بهمراه داره.... پی نوشت ۲: من همیشه عاشق بدلیجات عجیب و غریب بودم وهستم! پ.ن ۳: خب به قولم عمل کردم و عکسشو گذاشتم
+
نوشته شده در سی ام خرداد 1387ساعت توسط ندا رستمی
|
سلام برای نوشتن ... همیشه به دلم رجوع میکنم مینوسم بزودی ... ممنون از محبت همیشگی تون دوستان نازنین
+
نوشته شده در نهم خرداد 1387ساعت توسط ندا رستمی
|
|
درباره وبلاگ
در خوابهایم بیدار میشوم در رویاهایم به خواب میروم... منوی اصلی
پیوندها
داستانهای سورا و عمه جونش دل نوشته هاي يه ديوونه كتابدوني خاتون شبستان قرني از باران يادداشت هاي يك دختر ترشيده عشق صداي فاصله هاست شاه آمفاكتوس سوم قصه هاي حياط پشتي گيلاس خانومي صدف و قهوه وبلاگ همسران بيا بهار دکوراسیون تزئینات و خانه داری عسل و شکر عاشقانه های همسرانه روي ميز آشپزخانه روژين و روزگارش نوشته هاي يك بانوي خوب مطبخ خاله خانم تزئینات حدیث جعبه های کادویی و تزئینات روبانی فضول خانومی زيبا كده دیرتش باد پر گل معرفي و فروش فيلمهاي زير نويس فارسي .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی پیوندهای روزانه
آرشیو
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |