|
زیباترین حرفم آن است که هنوز برایت نگفته ام چنانی که برایت هنوز هیچ هدیه ای را قابل نمیدانم به شرمساری زیباترین حرف را ارسال می کنم عزیزش بدار...
+
نوشته شده در هفدهم بهمن 1386ساعت توسط ندا رستمی
|
بعد از یک غیبت تقریبا طولانی برگشتم ..... بالاخره این برف و سرما و مهمتر از اون
بی گازی کار دستم داد و مریض شدم ومنی که - اگر سنگ هم از آسمون میبارید- باید اداره میرفتم , سه روز توی خونه خوابیدم .البته هنوز هم کامل خوب نشدم و سرفه ها اذیتم میکنه بابا محسن نیم ساعت پیش زنگ زده میگه: به مامانت گفتی بیاد کمک؟ من: نه ...... بابا محسن : ماشالله شما که دلت دریاست ؟! امشب مهمون داریما! شما هم که اداره ای؟؟!!!! خبر نداشت که خانومش امروز زرنگ شده و صبح خریدهاشو کرده و کارهایش رو انجام داده تازه دستش هم بریده .... تازه الان کلی هم خوابش میاد! تا برسم خونه ساعت هشت هم گذشته .قراره مامان بره شام رو آماده کنه .... فکر کنم وقی برسم مهمونها چایی و شیرینی شونو خوردند و وقت شام بشه.... مهمونداری منو دارین؟؟
+
نوشته شده در هفتم بهمن 1386ساعت توسط ندا رستمی
|
|
درباره وبلاگ
در خوابهایم بیدار میشوم در رویاهایم به خواب میروم... منوی اصلی
پیوندها
داستانهای سورا و عمه جونش دل نوشته هاي يه ديوونه كتابدوني خاتون شبستان قرني از باران يادداشت هاي يك دختر ترشيده عشق صداي فاصله هاست شاه آمفاكتوس سوم قصه هاي حياط پشتي گيلاس خانومي می بوسمت سیب وبلاگ همسران بيا بهار دکوراسیون تزئینات و خانه داری عسل و شکر عاشقانه های همسرانه روي ميز آشپزخانه روژين و روزگارش نوشته هاي يك بانوي خوب مطبخ خاله خانم تزئینات حدیث جعبه های کادویی و تزئینات روبانی فضول خانومی زيبا كده دیرتش باد پر گل معرفي و فروش فيلمهاي زير نويس فارسي .:: قالب ساز ::. وبلاگ پیام سلامی پیوندهای روزانه
آرشیو
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
